![]() |
![]() |
|
| شاعرانه های ... |
|
به رسم دیرینه سلام فرصت اطلاع رسانی، فرصت توضیح برای تاخیرهایم، و فرصت هیچ چیز دیگری نیست. فقط هر که دوست دارد بخواند و بفهمد. همین برایم کافیست!
زندان خوبی باش! آزادی نمی خواهم!! من زاده ی غمگینی ام! شادی نمی خوام... تا سبز خندیدم، مرا پاییز کردی، نه! من وعده های داد و بی دادی نمی خواهم ترسو نبودم، بی جهت ترسیدی از« بودم » بیدی که می لرزد به هر بادی! نمی خواهم تصویری از یک جشن بودیم و... [ فقط غم شد!] رخت عزا فردای دامادی! نمی خواهم می خواستم باران ببارد، تازه تر باشم سیل و... بلایای خدادادی!!، نمی خواهم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 مرداد1388ساعت 10:53 توسط زهره جعفرزاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
از غزل ... تا غزل ... با غزل ...
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 آبان 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|